| |
| یکشنبه 18 مهر ماه سال 1389 |
| به آفتاب |
۸ماه فراموش کرده بودم اینجا نوشتن را بس که سرم گرم شده بود به تو. امروز آمدم که انگار دوباره تنها شدم از تو. پ.ن٬ دلم برایت تنگ شده دختر |
|
| |
| یکشنبه 25 بهمن ماه سال 1388 |
| امروز |
امروز نیستی٬ او.کی منم نیستم پس. اینجا نوشتم که پس فردا گله نکنی یه وقت. ولنتاینت به خیر |
|
| |
| سه شنبه 14 مهر ماه سال 1388 |
| دلدادگی |
این وبلاگم رو خیلی دوست دارم مال اون زمانی بود که دوستت نداشتم و خیلی حال می داد. حیف عاشقم کردی. |
|
| |
| جمعه 20 شهریور ماه سال 1388 |
| غمانه |
دیشب یک عالمه حرف داشتم که بنویسما ٬ توی تخت بودم همت نکردم پاشم بنویسم. الانم اصلا یادم نیست قضیه ٬فقط خیلی غصه دار بود و خیلی هم ناراحت بودم . اگر چه من یه بار تو دو صفحه آ-چهار عرایضم را خدمتتون عرض کرده بودم منتها شما دل که نداری هیچ سواد هم نداری لامصب. |
|
| |
| چهارشنبه 10 تیر ماه سال 1388 |
| عاشقانه |
این فاصله ها گاهی چه کوتاه می شود با تو |
|
| |
| شنبه 16 خرداد ماه سال 1388 |
| مرا ببوس |
پی یک قلب بزرگ مردانه ام . که غرق شوم در تپش تنهایش. می خواهم که مرا فرو غلتاند / خفه کند / و در هم ریزد. سر شارم کند پ.ن: من حسابی خالی شده ام. |
|
| |
| یکشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1388 |
| عشق |
گاهی برای بودن کنار کسانی که دوستشان داری ٬قید مکان محدود کننده است. |
|
| |
| پنجشنبه 17 اردیبهشت ماه سال 1388 |
| کهولت |
آدم گاهی وقت ها تو یه آن پیر می شه . با یک نگاه / یک کلمه / |
|
| |
| سه شنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1388 |
| مزایای خواندن آرشیو |
یک وبلاگ مشترکی داشتیم ( داریم ) . و جای دنج بسیار خلوتی بود . و نوشته هایش ٬ آه نوشته هایش ٬ ببین من این را باید حتمن بگویم به تو: به خاطر تمام حسی که شوق نوشته هایم بود . که واقعیت دخترانه ام بود . که سرشاری ناب زندگی ام بود متشکرم از تو . اگر همین الان تمام شوی حتی. |
|
| |
| دوشنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1388 |
| درج در تاریخ |
همین امروز من متوجه شده ام این برادری که دارم قادر است ۴ ساعت و نیم ک.ش.ت.ی ک. ج نگاه کند و خم به ابرو نیاورد لامصب... |
|